تبليغاتX
فلسفه تحلیلی
فلسفه تحلیلی
شناخت و حقیقت

 

1- شناخت یا شناخت پدیدارها است(کانت و تجربیون) یا شناخت ذوات معقول(متافیزیسین های سنتی).

 

2- تا در این جهانیم و تا قوای حسی داریم، شناختمان معطوف به پدیدارهای این جهانی است، از اینرو رفتن به فرا- سوی  پدیدار خطایی بیش نیست.

 

3- زبان ما در تعامل با پدیدارهای این جهانی شکل کنونی را به خود گرفته است، فلذا نمی توان خارج از این پدیدارها سخنی گفت. ( امر رازآمیز ویتگنشتاین)

 

4- امکان وجود " امر رازآمیز" منتفی نیست، اما سخن گفتن از آن، همانگونه که از پدیدارهای محسوس سخن می گوییم، غیر ممکن می نماید. ( بیان ناپذیری تجربه ی عرفانی)

 

5- از اینرو به نظر می آید " حقیقت" ، پیرامون پدیدارها و امور حسی این جهانی حاصل می گردد.

 

6- پس اگر کمال انسان در کسب حقیقت یا حقایق است، این مهم در تحقیق و کسب معرفت در خصوص این پدیدارها رخ می دهد.

 

7- آیا این بدان معنی است که علوم تجربی شاهراه نیل به کمال اند؟ من هنوز نمی دانم.

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 11:33  توسط مهدی میرابیان  |